السيد محمدمهدي بحر العلوم

39

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى)

أ جارتنا إنّ الخطوب تنوب * و إنّى مقيم ما أقام عشيب « 1 » و بالجمله خاصيّت اربعين در ظهور فعليّت و بروز استعداد و قوّه ، و حصول ملكه ، امريست مصرّح به در آيات و اخبار ، و مجرّب اهل باطن و اسرار ، و اين است كه در حديث شريف حصول آثار خلوص را كه منبع عين معرفت و حكمت باشد در اين مرحله خبر داده . و شكّ نيست كه هر نيكبختى كه به قدم همّت اين منازل چهل‌گانه را طىّ كند ، بعد از آنكه استعدادات خلوصى را به فعليّت آورد سرچشمهء معرفت از زمين قلب او جوشيدن آغاز كند . و اين منازل چهل‌گانه در عالم خلوص و اخلاص واقعند و مقصود و منتهاى اين منازل عالمى است فوق عالم مخلصين و آن عالم أبيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى « 2 » است ، چه طعام و شراب ربّانى

--> ( 1 ) در « جامع الشواهد » گويد كه اين اشعار سرودهء امرء القيس بن حجر كندى است كه به آنها با زن مرده‌اى مخاطبه مىكند : و ذلك إنه لمّا احتضر بالنقرة نظر إلى قبر فسأل عنه فقيل له : هو قبر امرأة غريبة فقال : أ جارتنا إنّ الخطوب تنوب * و إنّى مقيم ما أقام عسيب أجارتنا إنّا غريبان هيهنا * و كلّ غريب للغريب نسيب فإن تصلينا فالقرابة بيننا * و إن تهجرينا فالغريب غريب سپس گويد خطوب جمع خطب به معناى امر عظيم است . و تنوب به معناى تنزل است . و « مقيم » أى ثابت في تحمّلها . و العسيب بالعين و السّين و الباء الموحّدة كحبيب اسم جبل . . . انتهى . بنا بر اين صحيح همان عسيب است همانطور كه در بعضى از نسخ وارد است و اما عشيب بالشّين المعجمة ظاهرا صحيح نيست چون عشيب زمين پرگياه را گويند و تطبيق بر مورد ما محتاج به تكلّف است . ( 2 ) - در ج 2 از « من لا يحضره الفقيه » باب صيام ص 111 از معاوية بن عمّار روايت كرده است كه :